نظر اينشتاين درباره‌ي اهميت فلسفه‌ي فيزيك
اينشتاين به نتايج فلسفي كار خود بسيار علاقمند بود؛ دو نقل قول زير برخي از دلايل اين احساس وي را روشن مي‌سازند.
«من درباره‌ي اهميت و ارزش آموزشي روش‌شناسي و تاريخ و فلسفه‌ي علم كاملاً موافقم. امروزه افراد زيادي- و حتي بسياري از دانشمندان متخصص- به نظر من مانند كساني هستند كه هزاران درخت را ديده‌اند اما هرگز جنگل را نديده‌اند. آگاهي از زمينه‌ي تاريخي و فلسفي، به دانشمند آن نوع استقلال از پيشداوري‌هاي نسلي را مي‌دهد كه اغلب دانشمندان به آن دچارند. اين استقلال رأي كه با بصيرت فلسفي ايجاد مي‌شود- از نظر من- نشانه‌ي تمايز ميان صنعتگر يا متخصص صرف و جوينده‌ي راستين حقيقت است» نامه‌ي اينشتاين به رابرت ا. تورنتون Robert A. Thornton)، 7 دسامبر 1944؛ EA 61-574).
«چگونه مي‌شود كه دانشمند مستعد علوم طبيعي خود را به معرفت‌شناسي مشغول مي‌سازد؟ ايا كار ارزشمند ديگري در حوزه‌ي تخصص او وجود ندارد؟ من از بسياري از همكاران خود مي‌شنوم كه مي‌گويند چنين احساسي دارند و من اين امر را در بسياري ديگر احساس مي‌كنم. من نمي‌توانم در چنين حسي سهيم باشم ... مفاهيمي كه مفيد بودن‌شان در مسائل عادي اثبات شده است چنان اقتداري بر ما پيدا مي‌كنند كه ما مبادي زميني آن‌ها را فراموش مي‌كنيم و آن‌ها را به مثابه‌ي مفروضاتي تغييرناپذير مي‌پذيريم. به اين ترتيب، آن‌ها را «ضرورت‌هاي تفكر»، «مفروضات پيشيني» و مانند آن‌ها مي‌نامند.
چنين خطاهايي اغلب به مدتي طولاني مسير پيشرفت علمي را مسدود كرده‌اند. به همين دليل، اگر در تحليل مفاهيمي كه مدت‌ها معمول بوده‌اند و نمايش آن شرايطي كه وجاهت و فايده‌مندي آن‌ها به آن شرايط بستگي دارد و اين كه هر يك از آن‌ها چگونه از مفروضات تجربي سر مي‌زنند، تجربه پيدا كنيم اين تلاش به هيچ روي كاري بيهوده‌ نخواهد بود. با اين كار، اقتدار بسيار جدي آن‌ها از ميان خواهد رفت» (اينشتاين، 1916، «اعلاميه‌ي يادبود ارنست ماخ»، Physikalische Zeitschrift 17: 101-02).

سرقت شده از وبلاگ فیزیک و ژئو فیزیک